اسلک وکس
QR Code
برای ادامه، QR را در گوشی خود اسکن کنید

اسلک وکس

اسلک وکس (Slack Wax) یک فرآورده میانی در زنجیره پالایش نفت است که به‌عنوان ماده پایه در تولید پارافین وکس ، وازلین، شمع، کبریت و برخی محصولات صنعتی دیگر استفاده می‌شود. این ماده ترکیبی از پارافین جامد و روغن است و مشخصات فنی آن به‌ویژه درصد روغن و نقطه ذوب مستقیماً بر کیفیت و هزینه تولید محصول نهایی اثر می‌گذارد.

نیاز به تأمین فوری اسلک وکس دارید؟

انتخاب بر اساس مشخصات
مناسب بازار داخلی و خارجی
تأمین قابل‌اطمینان

برای انتخاب گرید مناسب، قبل از خرید مشاوره بگیرید

اسلک وکس نه یک محصول نهایی مصرفی است و نه یک ماده کم‌اهمیت؛ بلکه «نقطه تصمیم» در بسیاری از فرآیندهای صنعتی محسوب می‌شود. انتخاب نادرست آن می‌تواند باعث افزایش هزینه تصفیه، افت راندمان تولید یا عدم تطابق با استانداردهای بازار مقصد شود.

اسلک وکس در چه صنایعی استفاده می‌شود؟

کاربرد اسلک وکس بسته به گرید و مشخصات فنی آن متفاوت است، اما به‌طور معمول در صنایع زیر استفاده می‌شود:

  • تولید پارافین جامد و نیمه‌تصفیه‌شده
  • صنایع شمع‌سازی و کبریت
  • تولید وازلین و مشتقات وابسته
  • فرمولاسیون برخی محصولات صنعتی
  • تأمین خوراک واحدهای فرآوری با هدف صادرات

در هر یک از این کاربردها، انتخاب گرید مناسب نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت محصول نهایی و هزینه تمام‌شده دارد.

اسلک وکس یکی از مواد پایه و تعیین‌کننده در زنجیره تولید بسیاری از محصولات صنعتی است؛ ماده‌ای که اگرچه در نگاه اول یک فرآورده میانی پالایش نفت محسوب می‌شود، اما انتخاب نادرست آن می‌تواند مستقیماً بر کیفیت محصول نهایی، راندمان تولید و حتی هزینه‌های صادرات اثر بگذارد. برای خریداران صنعتی، دانستن «چیست» کافی نیست؛ مسئله اصلی این است که کدام نوع، با چه مشخصاتی و برای چه کاربردی انتخاب شود.

اسلک وکس مورد استفاده در محیط‌های صنعتی مانند تولید پارافین، شمع و فرآوری وکس صنعتی

در فضای B2B، به‌ویژه زمانی که خرید در مقیاس صنعتی یا با هدف صادرات انجام می‌شود، تفاوت‌های ظاهراً جزئی مانند درصد روغن، نقطه ذوب یا نوع بسته‌بندی می‌توانند به مزیت رقابتی یا ریسک پنهان تبدیل شوند. به همین دلیل، این محتوا صرفاً یک معرفی فنی نیست، بلکه یک مسیر تصمیم‌سازی طراحی‌شده برای مدیران تأمین، تولیدکنندگان و خریداران سازمانی است که به‌دنبال انتخاب آگاهانه و منطقی هستند.

در این راهنما، تلاش شده است با تکیه بر تجربه واقعی تولید و صادرات وکس‌های صنعتی در آرش مهیا، موضوع از زاویه‌ای کاربردی و تجاری بررسی شود؛ به‌گونه‌ای که مخاطب پس از مطالعه، معیارهای انتخاب را بشناسد، اشتباهات رایج را تکرار نکند و بتواند مناسب‌ترین گزینه را متناسب با نیاز واقعی خود تشخیص دهد. 

مشخصات فنی اسلک وکس (Slack Wax)

مشخصات فنی اسلک وکس بسته به گرید و میزان روغن متفاوت است. جدول زیر محدوده‌های رایج مشخصات فنی اسلک وکس را برای گریدهای سبک و سنگین، بر اساس داده‌های آزمون استاندارد ASTM نشان می‌دهد.

جدول مشخصات فنی اسلک وکس

مشخصه فنی

اسلک وکس سبک (Light)

اسلک وکس سنگین (Heavy)

روش آزمون

رنگ (ASTM Color)

0.5 – 3

0.5 – 1.5

ASTM D1500

درصد روغن (%wt)

3 – 8 %

7 – 11 %

ASTM D721

ویسکوزیته سینماتیکی @100°C

3 – 6 cSt

6 – 7.5 cSt

ASTM D445

نقطه ذوب / انجماد (°C)

55 – 60 °C

56 – 65 °C

ASTM D87

دانسیته @15.6°C

حدود 810 kg/m³

810 – 840 kg/m³

ASTM D4052

نقطه اشتعال (Open Cup)

≥ 240 °C

≥ 240 °C

ASTM D92

توضیح فنی کوتاه

مقادیر فوق به‌صورت محدوده‌های رایج صنعتی ارائه شده‌اند و بسته به منبع تولید، شرایط پالایش و هدف مصرف نهایی می‌توانند تغییر کنند. انتخاب گرید مناسب اسلک وکس باید بر اساس درصد روغن، نقطه ذوب و رفتار فرآیندی مورد انتظار در واحد تولید انجام شود، نه صرفاً یک عدد مشخص در جدول.

یادداشت فنی

مشخصات فنی اسلک وکس می‌تواند بسته به گرید، خوراک پالایشگاهی و شرایط فرآوری متفاوت باشد. مقادیر جدول به‌عنوان راهنمای فنی ارائه شده‌اند.

اسلک وکس دقیقاً چه نقشی در زنجیره تولید دارد؟

در زنجیره پالایش نفت و تولید مشتقات وابسته به پارافین، اسلک وکس یک ماده گذرگاهی اما بسیار تعیین‌کننده است. این ماده در مرحله‌ای قرار می‌گیرد که تصمیم‌های فنی و کیفی روی آن، مستقیماً مسیر تبدیل به محصولات نهایی را مشخص می‌کند. به بیان ساده، اسلک وکس نه محصول نهایی است و نه یک پسماند کم‌اهمیت؛ بلکه خوراکی است که کیفیت و مشخصات آن، دامنه انتخاب‌های بعدی تولیدکننده را محدود یا تسهیل می‌کند.

در فرآیندهای صنعتی، اسلک وکس معمولاً به‌عنوان ورودی واحدهای تولید پارافین، وازلین و برخی فرمولاسیون‌های صنعتی استفاده می‌شود. در این نقطه، عواملی مانند میزان روغن باقی‌مانده، رفتار حرارتی و پایداری ماده در فرآیندهای بعدی اهمیت پیدا می‌کند. اگر این پارامترها با نیاز خط تولید هم‌راستا نباشند، نتیجه آن افزایش هزینه تصفیه، افت کیفیت محصول نهایی یا کاهش بهره‌وری خواهد بود.

از منظر خریدار B2B، نقش اسلک وکس فراتر از یک ماده خام است. این ماده تعیین می‌کند:

  • چه میزان عملیات تکمیلی (روغن‌گیری، رنگ‌زدایی) در ادامه لازم است
  • بازده تبدیل به محصول نهایی چقدر خواهد بود
  • هزینه تمام‌شده واقعی تولید چگونه شکل می‌گیرد

به همین دلیل، نگاه حرفه‌ای به اسلک وکس، نگاه به یک «نقطه تصمیم» در زنجیره تولید است؛ نقطه‌ای که انتخاب درست در آن، می‌تواند مسیر تولید را اقتصادی‌تر، پایدارتر و قابل پیش‌بینی‌تر کند.

هنگام خرید اسلک وکس به چه نکاتی باید توجه کرد؟

در خرید صنعتی اسلک وکس، تمرکز صرف بر قیمت اولیه می‌تواند گمراه‌کننده باشد. معیارهای زیر مستقیماً بر تصمیم خرید اثر می‌گذارند:

  • درصد روغن: تعیین‌کننده میزان عملیات تکمیلی موردنیاز
  • نقطه ذوب: عامل سازگاری با فرآیند و شرایط مصرف
  • رنگ و بو: شاخص کیفیت پالایش و ریسک فرآوری
  • گرید (سبک یا سنگین): متناسب با کاربرد نهایی و توان فنی خط تولید
  • بسته‌بندی و لجستیک: به‌ویژه در خریدهای صادراتی

انتخاب صحیح زمانی شکل می‌گیرد که این عوامل در کنار هم و بر اساس هدف واقعی مصرف بررسی شوند.

معیارهای فنی که مستقیماً روی خرید اثر می‌گذارند

در خرید صنعتی، مشخصات فنی زمانی ارزشمند هستند که بتوانند به تصمیم عملی منجر شوند. در مورد اسلک وکس، برخی پارامترها مستقیماً بر کارایی خط تولید، هزینه نهایی و حتی امکان‌پذیری صادرات اثر می‌گذارند. نادیده گرفتن هر یک از این معیارها می‌تواند باعث انتخاب گرید نامتناسب و تحمیل هزینه‌های پنهان شود.

درصد روغن و پیامدهای آن

درصد روغن یکی از تعیین‌کننده‌ترین شاخص‌ها در ارزیابی این ماده است. هرچه میزان روغن بالاتر باشد، ماده نرم‌تر و فرآوری‌پذیرتر به نظر می‌رسد، اما در مقابل نیاز به عملیات تکمیلی بیشتری خواهد داشت. این موضوع برای کارخانه‌هایی که خودشان فرآیند روغن‌گیری و رنگ‌زدایی را انجام می‌دهند، الزاماً یک نقطه ضعف محسوب نمی‌شود؛ اما برای واحدهایی که به‌دنبال خوراک آماده‌تر هستند، می‌تواند هزینه و زمان تولید را افزایش دهد.

از منظر خرید، درصد روغن باید متناسب با توان فنی خط تولید و هدف نهایی انتخاب شود، نه صرفاً بر اساس عدد یا قیمت پایین‌تر.

نقطه ذوب و تطابق با کاربرد

نقطه ذوب مستقیماً با رفتار حرارتی ماده در فرآیندهای بعدی ارتباط دارد. گریدهایی با نقطه ذوب پایین‌تر، در برخی کاربردها مانند تولید شمع‌های خاص یا امولسیون‌ها مزیت دارند، در حالی که برای مصارف دیگر ممکن است پایداری لازم را ایجاد نکنند. انتخاب نادرست در این بخش می‌تواند منجر به مشکلاتی مانند ناپایداری محصول نهایی یا افت کیفیت در شرایط دمایی متفاوت شود.

خریدار حرفه‌ای باید نقطه ذوب را نه به‌عنوان یک عدد ثابت، بلکه به‌عنوان شاخصی برای سازگاری با فرآیند و شرایط مصرف نهایی در نظر بگیرد.

رنگ، بو و تأثیر آن در فرآوری بعدی

رنگ و بو اگرچه در نگاه اول ویژگی‌های ثانویه به نظر می‌رسند، اما در عمل می‌توانند نشان‌دهنده کیفیت پالایش و میزان عملیات موردنیاز در ادامه باشند. رنگ تیره‌تر یا بوی نامطلوب، معمولاً به معنای نیاز به فرآیندهای تصفیه بیشتر است که مستقیماً هزینه و زمان تولید را افزایش می‌دهد.

در خریدهای صادراتی، این دو عامل حتی حساس‌تر می‌شوند؛ زیرا استانداردهای بازار مقصد و انتظارات مشتری خارجی می‌توانند دامنه پذیرش را محدود کنند. بنابراین، توجه به رنگ و بو بخشی از مدیریت ریسک خرید محسوب می‌شود، نه صرفاً یک ترجیح ظاهری.

انواع اسلک وکس از نگاه کاربرد صنعتی (نه صرفاً طبقه‌بندی)

در بسیاری از منابع، انواع اسلک وکس صرفاً بر اساس گرید یا مشخصات آزمایشگاهی معرفی می‌شوند. اما برای خریدار صنعتی، این دسته‌بندی زمانی معنا پیدا می‌کند که مستقیماً به کاربرد واقعی، شرایط تولید و هدف خرید متصل شود. در این بخش، هر گرید از منظر «زمان درست استفاده» بررسی می‌شود، نه صرفاً تعریف فنی.

گرید سبک: چه زمانی انتخاب منطقی است؟

گرید سبک معمولاً دارای درصد روغن کمتر و نقطه ذوب پایین‌تر است و همین ویژگی‌ها آن را برای کاربردهایی که به ذوب‌پذیری آسان و فرآوری سریع نیاز دارند، مناسب می‌کند. این گرید اغلب در واحدهایی انتخاب می‌شود که قصد دارند با حداقل عملیات تکمیلی، ماده را وارد مرحله بعدی تولید کنند.

در سناریوهایی مانند تولید برخی انواع شمع، کبریت یا امولسیون‌های خاص، گرید سبک می‌تواند هزینه انرژی و زمان فرآیند را کاهش دهد. با این حال، انتخاب آن زمانی منطقی است که پایداری حرارتی بالا یا ساختار سخت‌تر محصول نهایی در اولویت نباشد.

نمونه‌های اسلک وکس سبک و سنگین با تفاوت در رنگ، بافت و کاربرد صنعتی

گرید سنگین: مناسب چه صنایع و چرا؟

گرید سنگین به دلیل درصد روغن بالاتر و نقطه ذوب بیشتر، رفتار متفاوتی در خط تولید دارد. این گرید معمولاً برای صنایعی انتخاب می‌شود که یا خودشان فرآیند تصفیه عمیق‌تری انجام می‌دهند، یا به محصولی با پایداری بالاتر نیاز دارند. در این حالت، انعطاف‌پذیری اولیه کمتر با کیفیت و کنترل بهتر در مرحله نهایی جبران می‌شود.

برای برخی تولیدکنندگان پارافین یا کاربردهای صنعتی خاص، گرید سنگین امکان کنترل دقیق‌تر خواص نهایی را فراهم می‌کند، به شرط آنکه زیرساخت فنی لازم برای فرآوری آن وجود داشته باشد.

چه زمانی نباید از یک گرید استفاده کرد؟

یکی از اشتباهات رایج در خرید صنعتی، انتخاب گرید صرفاً بر اساس دسترسی یا قیمت است. استفاده از گرید سبک در کاربردهایی که به پایداری حرارتی بالا نیاز دارند، یا انتخاب گرید سنگین بدون در نظر گرفتن هزینه‌های فرآوری، می‌تواند کل منطق اقتصادی خرید را زیر سؤال ببرد.

در عمل، هر گرید زمانی نامناسب تلقی می‌شود که با هدف نهایی تولید، توان فنی خط و شرایط بازار مقصد هم‌خوانی نداشته باشد. تشخیص این عدم تطابق، بخش مهمی از تصمیم‌سازی حرفه‌ای در خرید B2B است.

اشتباهات رایج خریداران صنعتی

در خریدهای B2B، اشتباه همیشه از «کمبود اطلاعات» ناشی نمی‌شود؛ بلکه اغلب از تحلیل نادرست اطلاعات موجود شکل می‌گیرد. تجربه بازار نشان می‌دهد بسیاری از چالش‌های تولید یا صادرات، ریشه در تصمیم‌هایی دارند که در مرحله انتخاب ماده اولیه گرفته شده‌اند. در ادامه، رایج‌ترین خطاهایی که خریداران صنعتی در این حوزه مرتکب می‌شوند بررسی می‌شود.

تمرکز صرف بر قیمت به‌جای تناسب کاربرد

یکی از شایع‌ترین اشتباهات، انتخاب محصول بر اساس قیمت پایین‌تر است، بدون آنکه هزینه‌های بعدی در نظر گرفته شود. گریدی که در نگاه اول اقتصادی‌تر به نظر می‌رسد، ممکن است در ادامه نیازمند فرآوری بیشتر، مصرف انرژی بالاتر یا حتی اصلاح فرمولاسیون باشد. در چنین شرایطی، قیمت اولیه پایین به‌سرعت جای خود را به هزینه نهایی بالاتر می‌دهد.

نادیده گرفتن کاربرد نهایی محصول

انتخاب ماده اولیه بدون در نظر گرفتن مقصد نهایی مصرف، ریسک بزرگی برای خریدار ایجاد می‌کند. محصولی که برای یک کاربرد خاص عملکرد مناسبی دارد، لزوماً برای کاربرد دیگر قابل‌اتکا نیست. این عدم تطابق می‌تواند باعث افت کیفیت محصول نهایی، نارضایتی مشتری یا حتی عدم پذیرش در بازار هدف شود.

بی‌توجهی به لجستیک و شرایط حمل‌ونقل

در خریدهای صنعتی و به‌ویژه صادراتی، ویژگی‌های فنی تنها بخشی از معادله هستند. نوع بسته‌بندی، شرایط نگهداری، امکان گرم‌سازی در زمان تخلیه و سازگاری با زیرساخت‌های حمل‌ونقل، همگی عواملی هستند که اگر از ابتدا لحاظ نشوند، می‌توانند فرآیند تأمین را مختل کنند.

فرض یکسان بودن همه تأمین‌کنندگان

گاهی خریدار تصور می‌کند محصولی با نام و مشخصات ظاهراً مشابه، از همه منابع عملکرد یکسانی دارد. این نگاه می‌تواند منجر به نادیده گرفتن تفاوت‌های مهم در ثبات کیفیت، کنترل فرآیند تولید و تجربه تأمین‌کننده شود. در بازار B2B، ثبات و قابلیت پیش‌بینی اغلب ارزشی بالاتر از یک خرید مقطعی ارزان دارند.

راهنمای سریع انتخاب برای خریداران B2B

در بسیاری از موارد، خریدار صنعتی به‌دنبال یک چارچوب عملی برای تصمیم‌گیری است، نه بررسی تمام جزئیات فنی. این بخش به‌صورت سناریومحور طراحی شده تا انتخاب ماده اولیه با شرایط واقعی تولید و بازار هم‌راستا شود.

سناریوی کارخانه پارافین

برای واحدهایی که تمرکز اصلی آن‌ها تولید پارافین است، ثبات کیفیت و قابلیت کنترل فرآیند در اولویت قرار دارد. در این سناریو، انتخاب ماده‌ای که رفتار یکنواخت در فرآیند روغن‌گیری و رنگ‌زدایی داشته باشد اهمیت بالایی دارد. گریدی که امکان تنظیم مشخصات نهایی را فراهم کند، حتی اگر نیازمند عملیات تکمیلی بیشتری باشد، معمولاً انتخاب منطقی‌تری خواهد بود؛ زیرا کنترل کیفیت محصول نهایی را افزایش می‌دهد.

سناریوی تولید شمع و کبریت

در این کاربردها، سهولت ذوب، یکنواختی رفتار حرارتی و سازگاری با خط تولید اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. گریدهایی که نقطه ذوب پایین‌تر و فرآوری ساده‌تری دارند، می‌توانند بهره‌وری تولید را افزایش داده و ریسک نوسان کیفیت را کاهش دهند. در این حالت، انتخاب ماده‌ای که حداقل اصلاح در فرمولاسیون را نیاز داشته باشد، مزیت عملی محسوب می‌شود.

سناریوی صادراتی

در خرید با هدف صادرات، علاوه بر مشخصات فنی، الزامات بازار مقصد نقش تعیین‌کننده دارند. ثبات رنگ و بو، نوع بسته‌بندی و امکان تخلیه آسان در مقصد از جمله عواملی هستند که باید از ابتدا لحاظ شوند. انتخاب نادرست در این مرحله می‌تواند منجر به تأخیر، هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده یا حتی عدم پذیرش محموله شود.

در این سناریو، هماهنگی بین مشخصات محصول، لجستیک و انتظارات بازار هدف، معیار اصلی انتخاب محسوب می‌شود.

بسته‌بندی، لجستیک و ملاحظات صادراتی

در خریدهای صنعتی، به‌ویژه زمانی که تأمین با هدف صادرات انجام می‌شود، بسته‌بندی و لجستیک بخشی از کیفیت محصول محسوب می‌شوند، نه یک موضوع جانبی. انتخاب نادرست در این حوزه می‌تواند حتی در صورت کیفیت مناسب ماده، کل فرآیند تأمین را با چالش مواجه کند.

بسته‌بندی صنعتی اسلک وکس در درام فلزی و پالت برای حمل‌ونقل و صادرات

نقش بسته‌بندی در هزینه نهایی

نوع بسته‌بندی مستقیماً بر هزینه حمل، تخلیه و نگهداری اثر می‌گذارد. درام‌های فلزی، مخازن ISO و فلکسی‌تانک‌ها هرکدام مزایا و محدودیت‌های خاص خود را دارند. برای برخی خریداران، کاهش هزینه اولیه بسته‌بندی اولویت دارد؛ اما در عمل، این تصمیم می‌تواند هزینه‌های جانبی مانند دشواری تخلیه یا نیاز به تجهیزات اضافی را افزایش دهد.

الزامات لجستیکی در حمل‌ونقل بین‌المللی

در صادرات، سازگاری محصول با زیرساخت مقصد اهمیت ویژه‌ای دارد. برخی بازارها به مخازن گرم‌شونده برای تخلیه آسان نیاز دارند، در حالی که در بازارهای دیگر، استانداردهای خاصی برای نوع بسته‌بندی یا برچسب‌گذاری اعمال می‌شود. نادیده گرفتن این الزامات می‌تواند منجر به تأخیر در ترخیص یا افزایش هزینه‌های غیرمنتظره شود.

مدیریت ریسک در مسیر تأمین

از منظر خریدار B2B، لجستیک بخشی از مدیریت ریسک خرید است. هماهنگی بین مشخصات فنی محصول، نوع بسته‌بندی و شرایط حمل‌ونقل باعث می‌شود کیفیت ماده تا لحظه مصرف حفظ شود. این هماهنگی به‌ویژه در ارسال‌های حجیم یا مسیرهای طولانی، نقش کلیدی در حفظ ثبات کیفیت و رضایت مشتری نهایی دارد.

جمع‌بندی نهایی

در خرید صنعتی، تصمیم درست زمانی شکل می‌گیرد که مشخصات فنی، شرایط تولید و واقعیت‌های لجستیکی در کنار هم دیده شوند. تجربه بازار نشان می‌دهد انتخاب اسلک وکس زمانی موفق است که نه صرفاً بر اساس تعریف تئوریک یا قیمت اولیه، بلکه با توجه به کاربرد نهایی، توان فنی خط تولید و الزامات بازار هدف انجام شود.

گرید، درصد روغن، نقطه ذوب، رنگ و بو هرکدام زمانی معنا پیدا می‌کنند که در خدمت هدف مشخصی باشند؛ هدفی که می‌تواند تولید پایدار، کاهش هزینه‌های پنهان یا موفقیت در صادرات باشد. خریدار حرفه‌ای با شناخت این ارتباط‌ها، ریسک خرید را کاهش داده و مسیر تأمین را قابل پیش‌بینی‌تر می‌کند.

در نهایت، نگاه تصمیم‌ساز به این ماده، نگاه به یک نقطه کلیدی در زنجیره تولید است؛ نقطه‌ای که انتخاب آگاهانه در آن، کیفیت محصول نهایی و بهره‌وری کل فرآیند را تعیین می‌کند. این رویکرد، مبنای همکاری‌های پایدار و بلندمدت در بازار B2B است.

سوالات متداول

تفاوت اصلی اسلک وکس سبک و سنگین در درصد روغن، نقطه ذوب و رفتار آن در فرآیندهای بعدی است. گرید سبک معمولاً ذوب‌پذیرتر و گرید سنگین پایدارتر است و انتخاب هرکدام باید بر اساس کاربرد صنعتی انجام شود.

در خرید اسلک وکس، عواملی مانند درصد روغن، نقطه ذوب، رنگ، بو، گرید و نوع بسته‌بندی اهمیت دارد. این مشخصات مستقیماً بر هزینه فرآوری، کیفیت محصول نهایی و امکان صادرات اثر می‌گذارند.

خیر. قیمت اولیه پایین ممکن است به معنای نیاز به فرآوری بیشتر، مصرف انرژی بالاتر یا ریسک کیفی در مراحل بعدی باشد. ارزیابی قیمت باید همراه با بررسی مشخصات فنی و کاربرد نهایی انجام شود.

برای صادرات، علاوه بر مشخصات فنی، ثبات کیفیت، رنگ و بو، نوع بسته‌بندی و سازگاری با الزامات لجستیکی بازار مقصد اهمیت دارد. عدم توجه به این موارد می‌تواند باعث تأخیر یا هزینه‌های اضافی شود.

خیر. هر گرید اسلک وکس برای کاربرد خاصی طراحی شده است. استفاده از گرید نامتناسب می‌تواند باعث افت کیفیت محصول نهایی یا افزایش هزینه‌های تولید شود.